چهارفصل قابها ...

***

به شوق صبح لبخند تو هر شب خواب گم میشد!

سحرخیز غزل در ساحت محراب گم میشد

سکوت چشمهایت، قاصدک بال و بهارآلود

سبک پرواز در هنگامه ای کمیاب گم میشد

به شور درد میرقصید زخم از پایکوبی ها

که هر غمناله ای در چرخش مضراب گم میشد

کویر و خلسه ی  باران و عشقی سخت تردامن

هزاران موج در اندیشه ی سیلاب گم میشد

تمام روزها و کوچه ها بی آسمان ای کاش

تمام رنگها بی چهارفصل قاب گم میشد...

                               بیاد روزهایی دور در قطعه شهدا ... فروردین ماه ۱۳۸۶ - مینا

/ 24 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميرزايی

بهار نامه ی ياران رفته می آرد گلی که وا کند آغوش در برش گيريد (بيدل) لينک شما متقابل شد عزيز اميدوارم دوستان خوبی و ناقدی برا هم با شيم يا علی

انصاری

سلام دلم رمیده شد و غافلم من درویش که این خرابی سرگشته را چه اید پیش دل نوشته هاتون زیبا بود واقا دمتون گرم منم گه گاه چند بیتی مینویسم که چند بیتیشو تو وبلاگم اوردم لطفا دربارش نظر بدین

مهدی خطيبی

درود بر شما .با خاطره ای از نعمت میرزازاده(م.آزرم)در مورد امیرپرویز پویان به روزم .بدرود

غ.ح.ش.ت

سلام دوست عزيز احترامن بدين وسيله به صرف يك استكان غزل داغ و لبسوز به خلسه زار دعوت ميشويد. تا از دهن نيفتاده منتظرتانيم.

مهدی تقی نژاد

سلام فصل بهار فصل شکوفايی است. پس منتظريم شکوفه های ذوق و اندیشه های شما را به تماشا بنشينيم. سبز بمانی و عزيز.

رند عالم سوز

سلام آبجی از وبلاگ آشيخ ابن محمود آدرس اينجا را پيدا کرديم غزلهای خوبتان را خواندم سلطنت شعر (باکره ی پا به ماه) بيشتر به دلمان نشست.

سید مهدی موسوی

سلام عزیز دقیقا بعد یک ماه و یک روز ، به روزم... با مطالبی مختلف شامل: 1- دو شعر که یکیش خیلی تازه است 2- خبر دقیق حضورم در نمایشگاه کتاب 3- طرح حجاب!! 4- یادی از یعقوب یادعلی 5- شعری که اجراست و البته اسطوره من «دیه گو آرماندو مارادونا» 6- کمک طلبی برای کارگاه تهران!! 7- مدهای ادبی و حرفهایی برای فروغ و سهراب 8- و حرف هایی درباره خط قرمزها در شعر... منتظرت هستم منتظر حرفهایت...